تبلیغات
آشنایی با صلیب
قالب وبلاگ
آشنایی با صلیب
پیرو صلیب و مباشر راه نجات 
وقتی روز پنتیكاست رسید، همهٔ ایمانداران با هم در یكجا جمع بودند. ناگهان صدایی شبیه وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه‌ای را كه در آن نشسته بودند، پر ساخت. در برابر چشم آنان زبانه‌هایی مانند زبانه‌های آتش ظاهر شد، كه از یكدیگر جدا گشته و بر هر یک از آنان قرار گرفت. همه از روح‌القدس پر گشتند و به طوری ‌كه روح به ایشان قدرت بیان بخشید، به زبانهای دیگر شروع به صحبت كردند. در آن زمان یهودیان خداپرست از جمیع ملل زیر آسمان، در اورشلیم اقامت داشتند. وقتی آن صدا به گوش رسید، جمعیّت گرد آمدند و چون هرکس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند و در كمال تعجّب اظهار داشتند: «مگر همهٔ این کسانی‌که صحبت می‌کنند جلیلی نیستند؟ پس چطور است كه هر یک از ما پیام آنان را به زبان خودمان می‌شنویم؟ ما كه از پارتیان و مادیان و عیلامیان و اهالی بین‌النهرین و یهودیه و كپدوكیه و پنطس و استان آسیا و فریجیه و پمفلیه و مصر و نواحی لیبی كه متّصل به قیروان است و زائران رومی، هم یهودیان و هم آنانی كه دین یهود را پذیرفته‌‌اند، و اهالی كریت و عربستان هستیم، شرح كارهای بزرگ خدا را به زبان خودمان می‌شنویم.»

اعمال‌ رسولان‌ باب ۲ آیات ۱ تا ۱۱

                            



طبقه بندی: کتاب مقدس،  مسیحیان، 
برچسب ها: نزول روح القدس، پنتیکاست، پنطیکاست، عید پنجاهه، روح مقدس خداوند،  
[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 17:31 ] [ محمد امین گنج فر ]
[ یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 ] [ 19:30 ] [ محمد امین گنج فر ]
آیا اعتقاد دارید که هر کدام از ما برای خداوند ارزشمند هستیم؟

این قضیه که ما ارزشمند هستیم در ادیان مختلف به شکلهای مختلف بیان میشه ، در اسلام به طور مثال ما بنده هستیم ، الله صاحب ماست و ما برده هستیم.
اما در دیدگاهی که مسیح میخواست پیروانش داشته باشند ، ارزشمند بودن مارا بیان کرد. هر کدام از ما برای خداوند ارزشمند هستیم ، انقدر ارزشمند که روح مقدس خداوند وارد رحم مریم شد و به شکل عیسی مسیح در آمد ، و بر روی صلیب جانش برای گناهان ما پرداخته شد.
خیله خب مثل این که تند رفتم ، اما بالاتر از جان دادن برای کسی ، چه چیزی میتونه وجود داشته باشه؟
شما بالاترین درجه از عشق رو چی میدونین؟
آیا حاضریم جون خودمون رو برای کسی که حتی شناختی ازش نداریم فدا کنیم؟
در این رابطه میخوام داستانی رو تعریف کنم ، روزی شخصی در دریاچه ای در حال غرق شدن بود که یک مرد تنومند به آب پرید و شخص را نجات داد. او را از آب بیرون آورد. وقتی شخص به نفس آمد و حالش بهتر شد ، از آن مرد تشکر بسیار کرد که جانش را نجات داده بود.
آن مرد گفت: باید مراقب باشی ، اگر وقت داشتی عصری برای دیدن من بیا. وقتی به نزدیکی رودخانه ی وسط شهر رسیدی ، به هرکسی که دیدی بگو که با سیمون کار داری. پهلوان سیمون. آن شخص وقتی به رودخانه ی شهر رسید از یک گاریچی سراغ سیمون را گرفت. گاریچی او را به سمت قلعه برد و به نگهبانان داد. آنها میدانستند که او کیست پس او را به داخل قلعه بردند.
از او پرسیدند: آیا میدانی سیمون کیست؟
جواب داد: نه! او کیست؟
پاسخ دادند: او پادشاه این ولایت است. پادشاه جان تو را نجات داده است! 
شخص بسیار شگفت زده شد.
آنها به اتاق سیمون رسیدند. آن شخص داخل شد ، نگهبانان بیرون ایستادند و سیمون با روی باز به او خوشامد گفت.
سیمون گفت : خوشحالم که سرحال هستی و به دیدن من آمدی.
شخص به زانو افتاد و گفت: سرورم من جانم را مدیون شما هستم ، شما مرا که نمیشناختید نجات دادید. جانتان را برای من که یک شخص ساده هستم به خطر انداختید.
سیمون گفت: من تو را نمیشناسم اما حاضر بودم جانم را برای تو به خطر بندازم. باز هم تکرار خواهم کرد. حال خواستم که به اینجا بیایی که تو را آموزش دهم که بتوانی شناگر ماهری شوی.
شخص به وجد آمده بود، نمیدانست چگونه خوشحالی کند. گفت: سیمون پادشاه ، شما مرا آموزش دهید؟ من که هستم که وقت گرانبهایتان را برای من صرف میکنید؟
سیمون پاسخ داد: بله ، در ادامه حاضرم از آنجا که خانواده ات را از دست داده ای تو را به فرزندی خودم بپذیرم.
آن شخص از خوشحالی میخواست بال در بیاورد ، حتی در خواب هم نمیدید اینگونه مورد لطف و مرحمت کسی باشد و در آن لحظه که داشت در دریاچه غرق میشد شاید تنها دعایش این بود که نمیرد و نجات پیدا کند.

حال این که یک پادشاه زمینی بود و شما هم میتوانید خودتان را به جای آن شخص بگذارید. تصور کنید اینچنین مورد لطف یک پادشاه زمینی قرار بگیرید ، بسیار شگفت انگیز و عظیم است. حال باید به یاد شما بیاورم ، که خداوند ، پادشاه زمین و آسمان ، حاکم هستی و وجود. برای ما جانش را بر روی صلیب داد و پس از سه روز پس گرفت. او به ما وعده داد که روح مقدس خودش را خواهد فرستاد تا از ما محافظت کند. او به ما گفت که میتوانیم با او ارتباط داشته باشیم.
او دعاهای ما را مستجاب خواهد کرد. او ستم دیدگان را تسلی خواهد داد. او به ما یاد خواهد داد که چگونه در او زندگی کنیم و او به ما گفت که از طریق ایمانمان به او میتوانیم فرزندان خداوند خوانده شویم.


حال چقدر این مسئله بزرگتر و مهمتر است؟؟؟؟






طبقه بندی: کتاب مقدس،  مسیحیان، 
برچسب ها: خداوند، ارزش انسان، مسیح، پادشاه آسمان و زمین، فرزندان خداوند،  
[ چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 ] [ 02:31 ] [ محمد امین گنج فر ]
صهیونیسم:
به جنبش سیاسی و ملی گرایانه ی یهودیان که در اواخر قرن ۱۹ میلادی ، که بنیادگذار آن تئودور هرتسل بود صهیونیسم میگویند.
هدف اصلی این جنبش برگرشتن یهودیان و پس گرفتن میهنشان است.
هدف اصلی این جنبش برگرشتن یهودیان و پس گرفتن میهنشان است. سرزمینی که آن را امروزه اسراییل می‌نامند، یهودیان از حدود ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آن‌ها را پراکنده کرد) در آن سکونت داشتند.
کتاب مقدس هم در مورد این موضوع که چگونه و به چه شکل بنی اسرائیل پس از آزاد شدن از دست مصر و فرعون به سرزمین موعود رفتند و موقعیت جغرافیایی این "سرزمین موعود" کجاست.
این بازگشت بعد از جنگ جهانی دوم و برنامه ی هیتلر برای نابود کردن تمامی اسرائیلیون که در آن زمان در جهان پراکنده بودند صورت گرفت.


 پس از بازگشت اسرائیلیان به اسرائیل کنونی ، سازمان ملل متحد تصمیم گرفت که اجازه دهد هر دو دولت بر منطقه ی اسرائیل-فلسطین حاکم باشند. اما فلسطین طی جنگ شش روزه ای که ضد یهودیان در جنگ شش روزه ی سال ۱۹۶۷ ترتیب دادند به اسرائیل پشت کردند ، مرزها را از طرفی بر روی مصر و از طرف دیگر بر روی سوریه و اردن باز کردند تا اسرائیل از همه طرف مورد حمله قرار گرفته و نابود شود.
اما نقشه شان جواب نداد ، آنها شکست خوردند و اعتماد اسرائیل نسبت به فلسطین از بین رفت. از آن موقع به بعد اسرائیل تصمیم گرفت که کل منطقه ی اسرائیل- فلسطین را زیر کنترل بگیرد به چند دلیل:

۱-
کنترل کامل بر مرز ها در صورت حمله
۲- کنترل فلسطینیان و اعمال تروریستیشان
۳- مدیریت سرزمین اسرائیل و بهبود آن چه از لحاظ امنیتی و چه استفاده بهینه از منابع طبیعی
۴- ساخت و ساز و آباد کردن اسرائیل

حال از طرف دیگر مخالفت با صهیونیسم در ایران ، به نوع تندی بسیار رواج دارد. حمایت جمهوری اسلامی با اسلحه ، بمب و پول از مردم فلسطین تنش در منطقه رو بالا نگه داشت. از طرفی دیگر با توجه به این که اسرائیل دولتی دموکراتیک و آزاد است سفر به اسرائیل برای عموم مردم دنیا آسان است. حال اگر دولتی اسلامی مثل ایران بر آن ساکن بود ، سفر به آن غیر ممکن بود. از طرفی دیگر مسلمانان هرگز صاحب اورشلیم نبوده اند ، بلکه از بوجود آمدن اسلام ، و جنگها مختلف سرزمین مقدس را تصرف کرده اند و بنابر همین دلیل پاپ اوربان دوم از مسیحیان جهان خواست تا متحد شوند ، صلیب عیسی را برداشته ، طبق آیاتی که در کتاب مقدس میفرماید ، باید مسیح خداوند را از پدر و مادر خودمان نیز بیشتر دوست بداریم برای عیسی مسیح ، برای آزادی مسیحیان و یهودیان منطقه و آزادی سرزمین مقدس خداوند از مسلمانان ، به آن منطقه حمله کنند. تبلیغات بسیاری بر این موضوع است که اسرائیل به فلسطینیان ظلم میکند ، حال آن که ما میدانیم اگر اسرائیل قصد سرکوب فلسطینیان را داشت ، مسجدشان را در اورشلیم از بین میبرد.
جوری از ظلم صحبت میکنند ، انگار نه انگار که دولت حاکم بر ایران ، دختر بی گناهی مثل ندا آقا سلطان رو فقط برای 
در خیابان حاضر شدن ، و اعتراض به نتیجه ی انتخابات و رژیم حاکم با گلوله کشتند. افرادی مثل آتنا دائمی و گلرخ ایرایی به خاطر آنچه گفته اند و آنچه باورشان است زندانی هستند. انگار نه انگار که هر ساله ده ها جوان رو به خاطر وبلاگ نویسی ، فعالیت های سیاسی ، شعر هایی که نوشته اند در مخالفت با نظام و فعالیت های مشابه ... جوانان آگاه و عاقل این آبو خاک رو اعدام میکنند و به آغوش مرگ میفرستند. جوانانی که در زندانها با سم از بین بردند و بعد ادعا کردند که #خودکشی بوده و...
چه وقت اسرائیل با فلسطینیان این چنین کرد؟
کدام دولت با مردم خودش چنین میکند؟
اما از حقوق فلسطینیان دفاع میکند؟
در آخر هم هفتاد سال استقلال اسرائیل رو تبریک میگم به تنها دولت دموکراتیک خاورمیانه ، کشوری تنها میان کشورهای مسلمان منطقه که مرگ و نابودی اسرائیل رو میخوان ، اما با این حال با وقار در منطقه ایستاده و از هجوم آوردن اسلام به مناطق مسیحی هم جلوگیری میکنه. مثل یک اهرم. و مسلمانان میتوانند در خواب نابودی اسرائیل را ببینند ، خواب هرگز تعبیر نخواهد شد زیرا خداوند در کتاب مقدس گفته که از اسرائیل محافظت خواهد کرد. 
ای اسرائیل ، خداوند که تو را آفریده است اینک چنین میفرماید:«نترس! زیرا من بهای آزادی تو را پرداخته ام.»
اشعیا ۴۳






طبقه بندی: ایران، 
برچسب ها: اسرائیل، فلسطین، صهیونیسم، یهودیت، استقلال،  
[ جمعه 31 فروردین 1397 ] [ 04:17 ] [ محمد امین گنج فر ]
هولوکاست چیست؟

هولوکاست (همه سوزی) جریانیست که توسط آلمان نازی طراحی شد که طی آن شش میلیون یهودی را به طور دسته جمعی و به طور کارخانه ای از بین میبرند. (حدود دو سوم جمعیت یهودی آن زمان)
جمهوری اسلامی در صدا و سیما و سیستم آموزشی و مغزشویی سعی کرده بود که ابتدا ، جریان هلوکاست رو نادیده بگیرد و اصلا عکس العملی نسبت به آن نشان ندهد. به مرور زمان بعضی از سران جمهوری اسلامی ، افرادی مثل سعید امامی ، به بحث در مورد واقعه پرداختند ولی هلوکاست رو کوچک و تعداد کشته شدگان واقعه رو عددی گزاف شمردند ، و از تعداد کشته شدگان تا دویست و پنجاه هزار نفر طبق آماری نامعلوم خبر دادند.
بعدها در زمان احمدی نژاد مستندهای بی سرو تهی از صدا و سیما تحت عنوان "دروغ هلوکاست" پخش میشد که طبق آنها علت کشته شدگان رو بیماری های پوستی و تیفوس نامگذاری میکردند.
آنها به طور کلی رشد بتدریج این ظلم بر سر یهودیان رو نادیده میگیرند و سخنی از فرمانهای اول هیتلر در راستای محدود کردن فعالیتهای ساده یهودیان مانند تجارت و تحصیل نمیزنند. 
هیتلر پس از به قدرت رسیدن وزارت تنویر افکار عمومی و تبلیغات را به ریاست یوسف گوبلز تاسیس کرد. کار این وزارتخانه ، تضمین این امر بود که پیام نازی ها از طریق هنر ، موسیقی ، تئاتر ، فیلم ، کتاب ، رادیو ، مطالب آموزشی و مطبوعات به نحو مطلوب به اطلاع همگان میرسد. هیتلر در کتاب نبرد من نفرت خود را از یهودیان به وضوح بیان میکند. هیتلر اشاره میکند که او بزرگترین دشمن یهودیان است همچنین تمامی مشکلات آلمان پس از جنگ جهانی اول از سوی یهودیان است. او در سالهای منتهی به آغاز جنگ جهانی دوم رسما تبعید ، کشتار و زندانی کردن سازمان یافته ی صدها هزار یهودی را در دستور کار قرار داد.

یوسف گوبلز>

در این میان وجود برخی محدودیت ها برای آلمانی های ساکن اروپای شرقی ، منجر شده بود که آلمانی ها به راحتی تحت تاثیر تبلیغات نازی ها قرار بگیرند. به علاوه سینما و سایر ابزارهای نوین آن زمان برای القای این باور استفاده شد که یهودیان موجودات بی ارزشی هستند که باید از بین برده شوند. این نگرش تا آخرین روزهای جنگ جهانی دوم به سربازان و مردم آلمان القا میشد.

در طول هولوکاست ، هرچه کشورهای بیشتری مورد تصرف آلمان قرار میگرفتند ، یهودیان بیشتری تحت کنترل آلمان قرار گرفته ، تحت تعقیب بوده دستگیر میشدند و به کمپهایی که در آنها کشتارهای دسته جمعی اعمال میشد فرستاده میشدند. قطارهایی که هزاران هزار یهودی را از اقسا نقاط اروپا به کمپهایی مثل کمپ کشتار Auschwitz میبردند.
کمپ آئوشویتز

کوره های آدمسوزی >



برچسب ها: یهودیان، جنگ جهانی دوم، هولوکاست، دروغ، واقعه،  
[ پنجشنبه 30 فروردین 1397 ] [ 03:24 ] [ محمد امین گنج فر ]
دعوت میکنم نگاهی به آمار اعدام چند سال اخیر دنیا بکنیم. چیزی که به وضوح به چشم میاد اینه که کشورهای اسلامی اکثر جاهای خالی رو پر میکنند.
نکته ی مهم دیگه اینه که ایران ۸۰ میلیونی در رتبه ی دوم در تعقیب چین ۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیونیه.
از طرف دیگر کشورهای اسلامی این ادعا رو دارند که اسلام راه حل مشکلاته و رویای اسلامی کردن جهان رو در سر میپرورانند.
اسلامی که نه تنها نتونسته برکت ، محبت و صداقت رو به جامعه ای مثل جامعه ی ایران بیاره. بلکه باعث بروز بسیاری از بی اخلاقی هاست.
ازدواج کودکان ، چند همسری ، زنا کردن (صیغه) و خشونت های فیزیکی و قتل های ناموسی...
حال آیا اگر اسلام نبود ، مسیحیت اجازه ی صیغه به پیروان مسیح داده است؟
آیا اگر اسلام نبود ، چند همسری مسئله ای پیشنهاد شدنی بود؟
اگر اسلام نبود ، کسی در کلام خداوند ، کتاب مقدس خداوند آیه ای مربوط به آزاد بودن خشونت فیزیکی پیدا میکند؟
در مورد ازدواج کردن با دختر شش ساله یا دوازده ساله چطور؟
آیا دزدان را دستشان را قطع میکردیم یا به آنها از طرف کلیسا پناه میدادیم؟
شاید بهتر باشه من به این سوالات جواب ندهم ، بلکه دعوتتان کنم که کمی از "کتاب مقدس" بخوانید.



*خاطرنشان میکنم که از اعدامهای چین آمار دقیقی نیست و فقط یک عدد تخمینی در دست داریم.
اسلام تمام مشکل دنیا نیست ، اما بخش اعظم آن را تشکیل میدهد.








طبقه بندی: اسلام،  ایران، 
برچسب ها: آمار اعدام، اعدام، اسلام، ایران، چین،  
[ پنجشنبه 23 فروردین 1397 ] [ 21:56 ] [ محمد امین گنج فر ]
آیا كسی در میان شما هست كه وقتی پسرش از او نان بخواهد، سنگی به او بدهد؟ و یا وقتی ماهی می‌خواهد، ماری در دستش بگذارد؟ پس اگر شما كه انسانهای شریری هستید، می‌دانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید، چقدر بیشتر باید مطمئن باشید كه پدر آسمانی شما چیزهای نیكو را به آنانی كه از او تقاضا می‌کنند عطا خواهد فرمود!

 [انجیل متی ۷ آیات ۹ تا ۱۱]




طبقه بندی: کتاب مقدس، 
برچسب ها: خدای پدر، خداوند، پدر آسمانی، عطای نیکی، نعمت،  
[ سه شنبه 14 فروردین 1397 ] [ 20:20 ] [ محمد امین گنج فر ]


عید قیام از اهمیت بالایى برخوردار است چون نه تنها الوهیت عیسى مسیح را اثبات مى كند بلكه بنا به وعده خدا همانطوریكه عیسى مسیح نوبر قیامت از مردگان شد، همه كسانیكه به او ایمان مى آورند نیز از مردگان براى حیات جاودانى قیام خواهند كرد.

اگر مسیح از مردگان قیام نکرده بود، ایمان ما باطل بود و ما به انسان مرده مانند سایر بنیانگذاران ادیان دیگر كه در قبر هستند، ایمان داشتیم كه هیچ امیدى در آن ایمان نمى بود.

بالاخره کلام خدا صراحتأ می گوید همه آنانی که به عیسی مسیح ایمان دارند و تولد دوباره یافته اند، به حیات ابدی داخل می شوند چنانکه او شد

قیام مسیح چه حقیقت پر جلالی است! "بنابراین ای برادران حبیب من پایدار و بی تشویش شده پیوسته در عمل خداوند بیفزایید چون می دانید که زحمت شما در خداوند باطل نیست"

خداوندا ای عیسی مسیح تو را شكر مى كنم كه با قیام خودت بر مرگ و دنیاى مردگان غلبه كردى و به ما هم وعده زنده شدن از مردگان و حیات جاودان را بخشیدى.  




طبقه بندی: کتاب مقدس، 
برچسب ها: عید قیام، عیسی زنده است، عیسی خداست، عید رستاخیز، عید پاک،  
[ یکشنبه 12 فروردین 1397 ] [ 23:35 ] [ محمد امین گنج فر ]
   عیسی زنده می‌شود

1شنبه به هر حال گذشت. یكشنبه صبح زود، مریم مجدلیه و آن مریم دیگر به سر قبر رفتند.
2ناگهان زمین لرزۀ شدیدی رخ داد، زیرا یكی از فرشتگان خداوند از آسمان پایین آمده، بسوی سنگ قبر رفت و آن را به كناری افكند و بر آن نشست. 3صورت فرشته می‌درخشید و لباسش مثل برف سفید بود. 4نگهبانان با دیدن او بشدت ترسیده، لرزان شدند و همچون مرده، بی‌حركت بر زمین افتادند.
5فرشته به زنان گفت: «نترسید! می‌دانم به دنبال عیسای مصلوب می‌گردید؛ 6او اینجا نیست! همانطور كه خودش گفته بود، زنده شده است. جلو بیایید و جایی كه جسد او را گذاشته بودند، به چشم خود ببینید. 7و حالا زود رفته، به شاگردانش بگویید كه او زنده شده است و به جلیل می‌رود تا ایشان را در آنجا ببیند. فراموش نكنید این پیغام را به آنان برسانید.»
8زنان با عجله از قبر خارج شدند و در حالیكه هم می‌ترسیدند و هم بسیار خوشحال بودند، فوری بسراغ شاگردان رفتند تا پیغام فرشته را به ایشان بدهند. 9در همان حال كه می‌دویدند، ناگهان عیسی را در مقابل خود دیدند!
او گفت: «سلام!» زنها به پایهای او افتادند و او را پرستش كردند.
10عیسی به ایشان فرمود: «نترسید! بروید به برادران من بگویید كه هر چه زودتر به جلیل بروند تا مرا در آنجا ببینند.»







طبقه بندی: مسیحیان،  کتاب مقدس، 
برچسب ها: عید قیام، رستاخیز، عیسی مسیح، او زنده است،  
[ یکشنبه 12 فروردین 1397 ] [ 23:24 ] [ محمد امین گنج فر ]
تلاش نافرجام پیلاطوس برای آزادی عیسی
1آنگاه به دستور پیلاطوس عیسی را شلاق زدند 2سربازان از خار تاجی ساختند و بر سر او گذاشتند و یک لباس بلند شاهانه‌‌ء ارغوانی رنگ به او پوشاندند؛ 3و او را مسخره كرده، می‌گفتند: «زنده باد پادشاه یهود!» و به او سیلی می‌زدند.
4پیلاطوس باز بیرون رفت و به یهودیان گفت: «اینک او را نزد شما می‌آورم؛ ولی بدانید كه او بی‌تقصیر است.»
5آنگاه عیسی با تاج خار و لباس بلند ارغوانی بیرون آمد. پیلاطوس به مردم گفت: «ببینید، این همان شخص است.»
6به محض اینكه چشم كاهنان اعظم و محافظین مخصوص خانۀ خدا به عیسی افتاد، فریاد زدند: «اعدامش كن! برصلیب اعدامش كن!»
پیلاطوس گفت: «شما خودتان اعدامش كنید. چون به نظر من بی‌تقصیر است.»
7جواب دادند: «مطابق شریعت ما باید كشته شود چون ادعا می‌كند كه پسر خداست.»
8وقتی پیلاطوس این را شنید بیشتر وحشت كرد. 9پس دوباره عیسی را به كاخ خود برد و از او پرسید: «تو اهل كجایی!» ولی عیسی به او جواب نداد.
10پیلاطوس گفت: «چرا جواب نمی‌دهی؟ مگر نمی‌دانی من قدرت آن را دارم كه تو را آزاد كنم یا اعدام نمایم؟»
11عیسی فرمود: «اگر خدا این قدرت را به تو نمی‌داد، با من هیچ كاری نمی‌توانستی بكنی. ولی گناه كسانی كه مرا پیش تو آوردند، سنگینتر از گناه توست.»
12پیلاطوس خیلی تلاش كرد تا عیسی را آزاد سازد، ولی سران یهود به او گفتند: «این شخص یاغی است، چون ادعای پادشاهی می‌كند. پس اگر آزادش كنی، معلوم می‌شود مطیع امپراطور نیستی.»
13با شنیدن این سخن، پیلاطوس عیسی را بیرون آورد و در محل سنگ‌فرش، بر مسند قضاوت نشست. 14ظهر نزدیک می‌شد و یک روز نیز بیشتر به عید پِسَح نمانده بود.
پیلاطوس به یهودیان گفت: «این هم پادشاهتان!»
15مردم فریاد زدند: «نابودش كن، نابودش كن! مصلوبش كن!»
پیلاطوس گفت: «می‌خواهید پادشاهتان را اعدام كنم؟»
كاهنان اعظم فریاد زدند: «غیر از امپراطور روم، پادشاه دیگری نداریم.»
عیسی را مصلوب می‌كنند
16پس پیلاطوس عیسی را در اختیار ایشان گذاشت تا اعدام شود. سربازان او را گرفته، بردند، 17و صلیب را بر دوشش گذاشتند و از شهر بیرون بردند تا به محلی به نام «جمجمه» رسیدند كه به زبان عبری آن را «جلجتا» می‌گویند. 18در آنجا او را با دو نفر دیگر مصلوب كردند یكی این طرف، یكی آن طرف و عیسی در وسط. 19پیلاطوس دستور داد در بالای صلیب او نوشته‌ای نصب كنند كه روی آن نوشته شده بود: «عیسای ناصری، پادشاه یهود.» 20بسیاری آن نوشته را كه به زبان عبری، رومی و یونانی بود خواندند، چون جایی كه عیسی را مصلوب كردند، نزدیک شهر بود.
21پس، سران‌كاهنان به پیلاطوس گفتند: «این نوشته را عوض كنید و بجای «پادشاه یهود» بنویسید: «او گفت كه من پادشاه یهود هستم.» 22پیلاطوس جواب داد: «آنچه نوشته‌ام، نوشته‌ام و تغییر نخواهد كرد.»
23وقتی سربازان عیسی را مصلوب كردند، لباسهای او را بین خود به چهار قسمت تقسیم نمودند؛ ولی وقتی به ردای او رسیدند، دیدند كه یكپارچه بافته شده و درز ندارد. 24پس به یكدیگر گفتند: «حیف است این را پاره كنیم. بنابراین قرعه می‌اندازیم تا ببینیم به كه می‌رسد.» و این مطابق پیشگویی كتاب آسمانی بود كه می‌فرماید: «لباسهایم را میان خود تقسیم كردند و بر ردای من قرعه انداختند.» پس سربازان نیز چنین كردند.
25در پای صلیب، مریم مادر عیسی، خاله‌‌ء عیسی، مریم زن كلوپا و مریم مجدلیه ایستاده بودند. 26وقتی عیسی مادر خود را در كنار شاگردی كه دوستش می‌داشت، دید، به مادر خود گفت: «این پسر تو باشد.» 27و به آن شاگرد نیز فرمود: «او مادر تو باشد.» از آن روز به بعد، آن شاگرد مادر عیسی را به خانۀ خود برد.
جسد عیسی را دفن می‌كنند
28عیسی می‌دانست كه دیگر همه چیز تمام شده است. پس برای اینكه مطابق پیشگویی كتاب آسمانی عمل كرده باشد، فرمود: «تشنه‌ام.» 29در آنجا یک كوزه‌‌ء شراب ترشیده بود. پس اسفنجی در آن فرو كردند و بر سر نی گذاشتند و جلو دهان او بردند.
30وقتی عیسی چشید، فرمود: «تمام شد!» و سر خود را پایین انداخت و جان سپرد.
31سران قوم یهود نمی‌خواستند جسدها روز بعد كه شنبه و روز اول عید بود، بالای دار بمانند. بنابراین، از پیلاطوس خواهش كردند كه دستور بدهد ساق پایهای ایشان را بشكنند تا زودتر بمیرند و جسدشان را از بالای دار پایین بیاورند. 32پس سربازان آمدند و ساق پایهای آن دو نفر را كه با عیسی اعدام شده بودند، شكستند. 33ولی وقتی به عیسی رسیدند، دیدند كه مرده است. پس ساقهای او را نشكستند. 34با این همه، یكی از سربازان نیزه‌‌ء خود را به پهلوی عیسی فرو كرد كه خون و آب بیرون آمد. 35(كسی كه این وقایع را دید، آنها را عیناً نوشت تا شما نیز ایمان آورید. شهادت او راست است و او می‌داند كه حقیقت را می‌گوید.) 36كاری كه سربازان كردند، مطابق پیشگویی كتاب آسمانی بود كه می‌فرماید: «هیچ یک از استخوانهای او شكسته نخواهد شد.» 37و همچنین «به او نیزه زدند و به تماشای او پرداختند.»
خاکسپاری عیسی
38ساعتی بعد، یكی از بزرگان یهود، به نام یوسف كه اهل «رامه» بود و از ترس سران قوم، مخفیانه شاگرد عیسی شده بود، با بی‌باكی به حضور پیلاطوس رفت و اجازه خواست تا جسد عیسی را از بالای صلیب پایین بیاورد و بخاک بسپارد. پیلاطوس به او اجازه داد و او نیز جسد را پایین آورد و برد. 39نیقودیموس هم كه یک شب نزد عیسی آمده بود، سی كیلو مواد خوشبو كه از مر و چوب عود درست شده بود برای مراسم تدفین آورد. 40ایشان با هم، مطابق رسم یهود، جسد عیسی را در پارچه‌‌ء كتانی كه با مواد خوشبو معطر شده بود پیچیدند. 41در نزدیكی محل اعدام، باغ كوچكی بود و قبری تازه كه تا آن زمان كسی در آن دفن نشده بود. 42پس چون شنبه در پیش بود و قبر نزدیک، جسد عیسی را همانجا دفن كردند.




طبقه بندی: کتاب مقدس، 
برچسب ها: عیسی مسیح، صلیب، عیسی جان داد، مصلوب، خاکسپاری عیسی،  
[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 19:48 ] [ محمد امین گنج فر ]
آنچه در آدینۀ نیک بر سر عیسی گذشت را از انجیل یوحنا برایتان مینویسم:

دستگیری و محاكمه‌‌ء عیسی
1پس از پایان دعا، عیسی با شاگردانش به یک باغ زیتون واقع در آنسوی دره‌‌ء «قدرون» رفت. 2یهودای خائن نیز آن محل را می‌شناخت، زیرا عیسی و شاگردانش بارها در آنجا گرد آمده بودند.
3پس یهودا به همراه سربازان و محافظین مخصوص خانه‌‌ء خدا كه كاهنان اعظم و فریسیان در اختیارش گذاشته بودند، با اسلحه و مشعلها و چراغها وارد باغ شدند.
4عیسی با اینكه می‌دانست چه سرنوشتی در انتظار اوست، جلو رفت و از ایشان پرسید: «چه كسی را می‌خواهید؟»
5جواب دادند: «عیسای ناصری!»
عیسی فرمود: «من خودم هستم!» وقتی عیسی این را می‌گفت یهودا نیز آنجا ایستاده بود. 6به محض اینكه گفت من خودم هستم، همه عقب‌عقب رفتند و بر زمین افتادند.
7عیسی باز از ایشان پرسید: «چه كسی را می‌خواهید؟»
باز جواب دادند: «عیسای ناصری را.»
8فرمود: «من كه گفتم خودم هستم. اگر مرا می‌خواهید، بگذارید اینها بروند.» 9او این كار را كرد تا مطابق دعای آن شب خود عمل كرده باشد كه فرمود: «تمام كسانی را كه به من سپردی حفظ كردم بطوری كه هیچیک از دست نرفت.»
10در همین وقت، شمعون پطرس شمشیر خود را كشید و گوش راست «ملوک» خدمتكار كاهن اعظم را برید. 11عیسی به پطرس فرمود: «شمشیرت را غلاف كن. آیا جامی را كه پدرم به من داده است، نباید بنوشم؟»
حنا از عیسی بازجویی می‌‌کند
12آنگاه سربازان و فرماندهان و محافظین مخصوص، عیسی را گرفتند و دستهای او را بستند، 13و او را نخست نزد «حنا»، پدر زن «قیافا» كه كاهن اعظم آن سال بود، بردند.14قیافا همان است كه به سران قوم یهود گفت: «بهتر است این یک نفر فدای همه شود.»
نخستین انکار پطرس
15شمعون پطرس و یک شاگرد دیگر نیز دنبال عیسی رفتند. آن شاگرد با كاهن اعظم آشنا بود، پس توانست دنبال عیسی داخل خانه‌‌ء كاهن اعظم شود. 16ولی پطرس پشت در ماند، تا اینكه آن شاگرد دیگر آمد و با كنیزی كه دربان آنجا بود، گفتگو كرد و پطرس را با خود به داخل خانه برد. 17آن كنیز از پطرس پرسید: «آیا تو از شاگردان عیسی هستی؟» جواب داد: «نه، نیستم.»
18بیرون، هوا سرد بود. پس خدمتكاران و مأموران، آتشی درست كردند و دور آن جمع شدند. پطرس نیز به میان ایشان رفت تا خود را گرم كند.
کاهن اعظم از عیسی بازجویی می‌‌کند
19در داخل، كاهن اعظم، از عیسی درباره‌‌ء شاگردان و تعالیم او سؤالاتی كرد. 20عیسی جواب داد: «همه می‌دانند كه من چه تعلیمی می‌دهم. آشكارا در عبادتگاهها و خانه‌‌ء خدا موعظه كرده‌ام؛ تمام سران قوم سخنان مرا شنیده‌اند و به كسی مخفیانه چیزی نگفته‌ام. 21چرا این سؤال را از من می‌كنی؟ از كسانی بپرس كه سخنانم را شنیده‌اند. عده‌ای از ایشان اینجا حاضرند و می‌دانند من چه گفته‌ام.»
22وقتی این را گفت، یكی از سربازان كه آنجا ایستاده بود، به عیسی سیلی زد و گفت: «به كاهن اعظم اینطور جواب می‌دهی؟»
23عیسی جواب داد: «اگر سخنی ناراست گفته‌ام، آن را ثابت كن. ولی اگر سخنم راست است، چرا سیلی می‌زنی؟»
24سپس «حنا» عیسی را دست بسته، نزد «قیافا» فرستاد كه او نیز كاهن اعظم بود.
دومین و سومین انکار پطرس
25در حالی كه شمعون پطرس در كنار آتش ایستاده بود و خود را گرم می‌كرد، یک نفر دیگر از او پرسید: «تو از شاگردان او نیستی؟»
جواب داد: «البته كه نیستم.»
26یكی از خدمتكاران كاهن اعظم كه از خویشان كسی بود كه پطرس گوشش را بریده بود، گفت: «مگر من خودم تو را در باغ با عیسی ندیدم؟»
27باز پطرس حاشا كرد. همان لحظه خروس بانگ زد.
محاکمه عیسی در حضور پیلاطوس
28نزدیک صبح، بازجویی از عیسی تمام شد. پس قیافا او را به كاخ فرماندار رومی فرستاد. یهودیان برای اینكه نجس نشوند، داخل كاخ نشدند، چون اگر داخل می‌شدند دیگر نمی‌توانستند در مراسم «عید پِسَح» و مراسم قربانی شركت كنند. 29پس فرماندار رومی كه نامش «پیلاطوس» بود، بیرون آمد و پرسید: «اتهام این شخص چیست؟ از دست او چه شكایت دارید؟»
30جواب دادند: «اگر مجرم نبود، دستگیرش نمی‌كردیم.» 31پیلاطوس گفت: «پس او را ببرید و مطابق قوانین مذهبی خودتان محاكمه كنید.»
گفتند: «ما می‌خواهیم او بر صلیب اعدام شود و لازم است كه دستور این كار را شما بدهید
32این مطابق پیشگویی خود عیسی بود كه فرموده بود به چه ترتیبی باید بمیرد.
33پیلاطوس به داخل كاخ برگشت و دستور داد عیسی را نزد او بیاورند. آنگاه از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهود هستی؟»
34عیسی پرسید: «منظورت از «پادشاه» آن است كه شما رومی‌ها می‌گویید یا پادشاهی كه یهودیان منتظر ظهورش هستند؟»
35پیلاطوس گفت: «مگر من یهودی هستم كه این چیزها را از من می‌پرسی؟ قوم خودت و كاهنانشان تو را اینجا آورده‌اند. چه كرده‌ای؟»
36عیسی فرمود: «من یک پادشاه دنیوی نیستم. اگر بودم، پیروانم می‌جنگیدند تا در چنگ سران قوم یهود گرفتار نشوم. پادشاهی من متعلق به این دنیا نیست.»
37پیلاطوس پرسید: «بهر حال منظورت این است كه تو پادشاهی؟»
عیسی فرمود: «بلی، من برای همین منظور متولد شده‌ام، و آمده‌ام تا حقیقت را به دنیا بیاورم؛ و تمام كسانی كه حقیقت را دوست دارند از من پیروی می‌كنند.»
38پیلاطوس گفت: «حقیقت چیست؟»
سپس بیرون رفت و به مردم گفت: «او هیچ جرمی مرتكب نشده است؛ 39ولی رسم اینست كه در هر «عید پِسَح» یک زندانی را برای شما آزاد كنم. اگر بخواهید، حاضرم «پادشاه یهود» را آزاد كنم.»
40ولی مردم فریاد زدند: «نه، او را نمی‌خواهیم. باراباس را می‌خواهیم!» (باراباس راهزن بود.)

  



طبقه بندی: کتاب مقدس، 
برچسب ها: جمعه بلند، آدینه نیک، صلیب، پیلاطس،  
[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 19:18 ] [ محمد امین گنج فر ]
دوستان شما رو در این ایام (هفته مقدس) دعوت میکنم که انجیل یوحنا رو از باب سیزدهم مطالعه کنید. در آنجا سخنان عیسی مسیح را قبل از دستگیری اش میشوید. عیسی مسیح آب در لگن ریخت و شروع به شستن پاهای یاران کرد تا به آنان فروتنی را یاد بدهد. فروتنی از سوی استاد نسبت به شاگرد.
عیسی پس از صحبت کردن در مورد خیانت یکی از یاران ، فرمود: «وقت من تمام شده است. بزودی جلال خدا مرا فرا خواهد گرفت و آنچه برای من پیش می‌آید، باعث جلال و ستایش خدا خواهد شد.

فردا روزیست که به آدینۀ نیک، جمعۀ خوب و جمعۀ بلند معروف است. روزی که عیسی مسیح برای گناهان آدمیان مورد تمسخر قرار میگیرد ، مورد توهین قرار میگیرد ، شلاق میخورد ، شکنجه میشود
و در نهایت بر صلیب میخکوب میشود. 

اما این روز ناگوار و مرگ تلخ عیسی مسیح ، پایان کار نیست.
بلکه در روز یکشنبه ... (ادامه دارد)





طبقه بندی: کتاب مقدس،  مسیحیان، 
برچسب ها: صلیب، مصلوب، عیسی مسیح، گناه، پنجشنبه مقدس،  
[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 01:53 ] [ محمد امین گنج فر ]
هفته پاک ، هفته مقدس
هفته ی نجات ما مسیحیان
که با ورود عیسی مسیح به اورشلیم شروع میشود
مردم فریاد میزنند متبارک باد پسر داوود 
متبارک باد پسر خدا
هوسیانا* ای عیسی ، متبارک باشی که ناجی ما هستی




____________________

*هوسیانا: رهاییمان ده ، نجاتمان ده



طبقه بندی: مسیحیان،  کتاب مقدس، 
برچسب ها: عید پاک، عید فسح، یکشنبه نخل، عیسی مسیح، هفته مقدس،  
[ دوشنبه 6 فروردین 1397 ] [ 01:36 ] [ محمد امین گنج فر ]
سال نو خورشیدی تان مبارک ، باشد که امسال سالی پربرکت ،
 پر از خاطرات و لحظه های قشنگ باشه براتون 

براتون هم یه سری از آیات قرآن رو اینجا زدم که محمد بهش وحی
 شده بود ولی تا اومد بنویسه عمرش کفاف نداد و از دنیا رفت






طبقه بندی: اسلام، 
برچسب ها: قرآن، سوره ی 2018، دین تقلبی، پیامبر قلابی، محمد،  
[ شنبه 4 فروردین 1397 ] [ 13:12 ] [ محمد امین گنج فر ]


این آیه به روشنی این پیام را میرساند که رسالت خداوند در کتاب مقدس ، اتمام دادن به تمامی جنگهاست
خدای ما ، خدای پدر ، خدای جنگ و جهاد نیست ، او برای رساندن پیام خودش به گوش جهانیان احتیاج ندارد
آنها را از تیزی شمشیر و گرمای گلوله بترساند
خداوند با محبتش ما را شیفته خودش میکند ، وقتی ایمان می آوریم به قلب و روح ما نفوذ میکند و با روح خودش
ما را آنطور که میخواهد هدایت میکند

#شمشیر_را_به_قیچی_باغبانی_تبدیل_کنیم



طبقه بندی: کتاب مقدس، 
برچسب ها: عهد عطیق، خدای محبت، جهاد، ایمان، روح القدس،  
[ دوشنبه 28 اسفند 1396 ] [ 00:59 ] [ محمد امین گنج فر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ


منتقد اسلام و باورهای خرافاتی و دروغی
و عقاید خشونت آمیز که پیامد آن است
مباشر مسیح و راه نجات که امید و عشق از آن نشئت میگیرد

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | لوک پستیو | فروش بک لینک انبوه
  • buy رپورتاژ آگهی | قیمت رپورتاژ آگهی